آخرین باری که رفته بودم کنسرت استاد شجریان برمیگشت به آذر ۸۴ که بعدها با دو تا آلبوم «سرود مهر» و «ساز خاموش» منتشر شد. بعد از سه سال دیشب دوباره رفتم به کنسرت ایشان. این بار برنامه با گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی اجرا شد. یک گروه نسبتا جوان. تهیه بلیط اینترنتی هم خودش ماجرایی داشت، ولی در نهایت موفقیتآمیز بود.
برنامه با بیشتر از نیم ساعت تاخیر شروع شد. در شروع، گروه خیلی ناهماهنگ نشان میداد. در چند صحنه هم مجید درخشانی با نگاههای معنیدار به اعضای گروه این اشتباهات را تایید میکرد! ولی به مرور و مخصوصا در بخش دوم برنامه هماهنگی بین اعضاء بهتر شد. بخش اول برنامه از نظر عوام بسیار لذتبخشتر بود در صورتیکه از نظر فنی ناامیدکننده به نظر میرسید. اشتباهات نوازندهها، گرفتگی مکرر صدای استاد و حتی در مواقعی فالش خواندن استاد دور از انتظار بود. اما بخش دوم از نظر عوام کسلکننده ولی از نظر فنی بسیار بهتر از بخش اول بود. یکی از موارد ضعف این برنامه از نظر من این بود که تمام سازها میبایست تکنوازی و ساز همراه آواز میشدند. اصلا لزومی نداشت که همه سازها حتما تکنوازی داشته باشند. مسخره بود. عوض کردن ساز همراه آواز هم بسیار ناهموار انجام میشد. نمیفهمم چرا مجید درخشانی میخواست حتما همه سازها، حتی قیچک باس و قیچک آلتو هم تکنوازی داشته باشند!
سیستمهای صوتی و وسایل تهویه هم که سنگ تمام گذاشته بودند. سیستم صوتی هر از گاهی تکنوازی میکرد و سوتهای بلند میکشید. سیستمهای تهویه هم که همپای نوازندهها مینواختند. بلند!
اما مهمترین چیزی که من را آزار میداد آماده نبودن صدای استاد بود. واقعا نمیدانم که آیا فقط دیشب اینقدر ناآماده بودند یا دیگر به اقتضای سن و سال است که صدا افت کرده است؟ اگر به طور کلی اینطور باشد واقعا به نظر بنده بهتر است که استاد دیگر آواز نخوانند تا وجهه آن صدای ملکوتی و حنجره تکنیکی خراب نشود.
خاطرات ویژه دیشب:
- هر وقت به کنسرت استاد میروم حتما رویا نونهالی هم در آن برنامه هست.
- بهترین مدهای مانتو و لباس زنانه را میشد دیشب پیدا کرد!
- یک پسر نسبتا مذهبی به همراه یک دختر چادری در صندلیهای ردیف جلوی من نشسته بودند که تا آخر برنامه با قوطی رانی کشتی میگرفتند و میخواستند به زور از آن آب پرتفال بیرون بیاورند.
- استاد همان استاد همیشگی نبود...
نوشتههای من مربوط به شب چهارم کنسرت بود و با همه این اوصاف و کاستیها شب خوبی بود. طبق معمول، در آخر برنامه هم همه حضار فریاد میزدند «مرغ سحر»، «مرغ سحر». که گروه به ناچار این قطعه را نیز اجرا کرد و مردم مرغ سحر خوانان از سالن خارج شدند.