<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>

<rss version="2.0" 
   xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
   xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
   xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
   xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
   xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
   xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
   >
<channel>
    <title>ذهن آزاد - ایران زمین</title>
    <link>http://freemind.ir/</link>
    <description>irix@Persia:~$ mkfs -t Free /body/.mind &amp;&amp; mount -o rw /body/.mind /FreeMind</description>
    <dc:language>fa</dc:language>
    <generator>Serendipity 1.5.2 - http://www.s9y.org/</generator>
    <pubDate>Mon, 28 Sep 2009 06:43:56 GMT</pubDate>

    <image>
        <url>http://freemind.ir/templates/default/img/s9y_banner_small.png</url>
        <title>RSS: ذهن آزاد - ایران زمین - irix@Persia:~$ mkfs -t Free /body/.mind &amp;&amp; mount -o rw /body/.mind /FreeMind</title>
        <link>http://freemind.ir/</link>
        <width>100</width>
        <height>21</height>
    </image>

<item>
    <title>سووشون</title>
    <link>http://freemind.ir/index.php?/archives/181-unknown.html</link>
            <category>شعر، ادب، هنر</category>
            <category>ایران زمین</category>
            <category>روزمره</category>
    
    <comments>http://freemind.ir/index.php?/archives/181-unknown.html#comments</comments>
    <wfw:comment>http://freemind.ir/wfwcomment.php?cid=181</wfw:comment>

    <slash:comments>1</slash:comments>
    <wfw:commentRss>http://freemind.ir/rss.php?version=2.0&amp;type=comments&amp;cid=181</wfw:commentRss>
    

    <author>nospam@example.com (irix)</author>
    <content:encoded>
    مدت زیادی بود می‌خواستم کتاب &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/سووشون&quot; title=&quot;سووشون در ویکی‌پدیا&quot;&gt;سووشون&lt;/a&gt; رو بخونم، شاید برگرده به دوره دبیرستان، شاید هم قبل‌تر. یادمه تو یکی از کتاب‌های ادبیاتمون اشاره‌ای بهش شده بود و من تا همین هفته قبل علاقمند بودم بخونمش و نشده بود. تا اینکه هفته پیش دیدم جاوید کتابش رو آورده خونه و داره می‌خونه. کتابی که داشتم می‌خوندم رو گذاشتم کنار و این رو شروع کردم. اطلاعات درستی هم در مورد کتاب نداشتم و فکر می‌کردم به &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/سیاوش&quot; title=&quot;سیاوش در ویکی‌پدیا&quot;&gt;سیاوش&lt;/a&gt; مربوط می‌شه. اما این طور نیست و داستان روایت زنانه‌ای از وقایع و اوضاع زندگی مردم فارس در زمان جنگ جهانی دوم هست. از گوشه و کنار حوادث تلخ و شرایط بدی که مردم داشتند. از کشمکش‌های روحی و نحوه تعامل مردم با نیروهای نظامی خارجی. از مذهب و نگرش متفاوت مردم به اون. شخصیت پردازی‌های خانم &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/سیمین_دانشور&quot; title=&quot;سیمین دانشور در ویکی‌پدیا&quot;&gt;سیمین دانشور&lt;/a&gt; به نظرم برای یک همچین داستانی خوب انجام شده و یکی از مهمترین عواملی قرار گرفتن این داستان در زمره بهترین رمان‌های فارسی همین نزدیک به حقیقت بودن شخصیت‌های داستان هست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;center&gt;&lt;a class=&#039;serendipity_image_link&#039; href=&#039;http://freemind.ir/uploads/images/2009-09-27_Savushun.JPG&#039; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;!-- s9ymdb:67 --&gt;&lt;img class=&quot;serendipity_image_center&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;400&quot; style=&quot;border: 0px; padding-left: 5px; padding-right: 5px;&quot; src=&quot;http://freemind.ir/uploads/images/2009-09-27_Savushun.Thumb.JPG&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
داستان فراز و نشیب‌های زیادی داره و هر شخصی ممکنه از یک قسمتی خوشش بیاد، اما خارج شدن از داستان تو قسمتی که مک‌ماهون داستانش رو برای زری و یوسف تعریف می‌کرد برای من اصلا جذاب نبود و سریع از اون فصل گذشتم. در کتاب به داستان‌های فرعی دیگه‌ای هم پرداخته میشه، اما من فقط همین یکی رو نپسندیدم. یکی از بهترین قسمت‌ها از نظر من بخش مربوط به «کلو» بود که تو تب و توهمِ خودش درگیر انتخاب مسیح یا حضرت عباس بود و پیش خودش فکر می‌کرد که هر کدوم حاجتش رو برآورده کنه بنده اون میشه.&lt;br /&gt;
&lt;blockquote&gt;آخریها که کلو راه افتاده بود، تیر و کمانی درست کرده بود و به جان گنجشک‌های باغ افتاده بود. هر صبح یکشنبه از خواب بیدار می‌شد و یعد از خوردن صبحانه به سراغ مرد سیاهپوش به مریضخانه مرسلین می‌رفت. نزدیکیهای ظهر به خانه برمی‌گشت و می‌گفت: «بنده مسیحی هستم».&lt;br /&gt;
اما هنوز ظهر نشده یادش می‌رفت و به ابوالفضل العباس قسم می‌خورد. در یکشنبه آخری کلو دیرتر به خانه آمد و وقتی هم آمد، پیش زری دست‌هایش را به هم چسباند و جلو لبش گرفت و گفت: «ای مسیح که در آسمان‌ها هستی، بیا و اگر راست می‌گویی مرا پیدا کن و پیش ننه‌ام ببر!».&lt;br /&gt;
&lt;/blockquote&gt;&lt;br /&gt;
یکی دیگه از صحنه‌های خوب، کشمکش روحی زری بعد از مرگ یوسف بود. وقتی که فکر می‌کرد دیوونه شده و سعی داشت جلوی خودش رو بگیره و یا وقتی که تصمیم گرفت به اصطلاح شجاعت داشته باشه تا مصالحه کنه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مجموع کتاب جذابی هست. هر چند که هر شخصی به یک موضوع خاصی تو کتاب علاقه داره و یا حتی شاید بشه رمان‌های خارجی خیلی بهتری رو به جای سووشون خوند، اما چون این کتاب از بهترین داستان‌های نوشته شده به فارسی هست واقعا ارزش خوندن رو داره. 
    </content:encoded>

    <pubDate>Mon, 28 Sep 2009 10:08:00 +0330</pubDate>
    <guid isPermaLink="false">http://freemind.ir/index.php?/archives/181-guid.html</guid>
    
</item>
<item>
    <title>نوروز ۸۸</title>
    <link>http://freemind.ir/index.php?/archives/170-unknown.html</link>
            <category>ایران زمین</category>
            <category>روزمره</category>
    
    <comments>http://freemind.ir/index.php?/archives/170-unknown.html#comments</comments>
    <wfw:comment>http://freemind.ir/wfwcomment.php?cid=170</wfw:comment>

    <slash:comments>1</slash:comments>
    <wfw:commentRss>http://freemind.ir/rss.php?version=2.0&amp;type=comments&amp;cid=170</wfw:commentRss>
    

    <author>nospam@example.com (irix)</author>
    <content:encoded>
    کمی دیر هست، اما دوست داشتم نوروز رو تبریک بگم. به معدود افرادی که اینجا رو می‌خونن. &lt;img src=&quot;http://freemind.ir/templates/default/img/emoticons/smile.png&quot; alt=&quot;:-)&quot; style=&quot;display: inline; vertical-align: bottom;&quot; class=&quot;emoticon&quot; /&gt; نوروز رو همیشه دوست داشتم. از همون بچگی وقتی نزدیک عید می‌شد شور و هیجان خاصی داشتم. هنوز هم همون حس و حال رو کم و بیش حفظ کردم. از جنب و جوش مردم که خودشون رو برای سال جدید و بهار آماده می‌کنند انرژی می‌گیرم. حتما همیشه تو این روزها میرم بیرون و بین مردمی که در حال خرید هستند قدم میزنم. دیدن تکاپو و جاری بودن زندگی یکی از لذت‌بخش‌ترین حس‌هایی هست که دوست دارم تجربه‌اش کنم.&lt;br /&gt;
خیلی‌ها مشغول خرید هستند و خیلی‌ها هم مشغول فروش. بازار دستفروش‌ها هم که گرم‌تر از همیشه.&lt;br /&gt;
&lt;center&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a class=&#039;serendipity_image_link&#039; href=&#039;http://freemind.ir/uploads/images/2009-03-26_Norouz-Shopping.JPG&#039; onclick=&quot;F1 = window.open(&#039;/uploads/images/2009-03-26_Norouz-Shopping.JPG&#039;,&#039;Zoom&#039;,&#039;height=629,width=834,top=93,left=230.5,toolbar=no,menubar=no,location=no,resize=1,resizable=1,scrollbars=yes&#039;); return false;&quot;&gt;&lt;!-- s9ymdb:59 --&gt;&lt;img class=&quot;serendipity_image_center&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;300&quot; style=&quot;border: 0px; padding-left: 5px; padding-right: 5px;&quot; src=&quot;http://freemind.ir/uploads/images/2009-03-26_Norouz-Shopping.Thumb.JPG&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;
با آرزوی شادی، سلامتی و پیروزی در سال جدید&lt;br /&gt;
نوروز مبارک 
    </content:encoded>

    <pubDate>Thu, 26 Mar 2009 14:48:00 +0430</pubDate>
    <guid isPermaLink="false">http://freemind.ir/index.php?/archives/170-guid.html</guid>
    
</item>
<item>
    <title>کنسرت خرداد-تیر استاد شجریان</title>
    <link>http://freemind.ir/index.php?/archives/151-unknown.html</link>
            <category>شعر، ادب، هنر</category>
            <category>ایران زمین</category>
    
    <comments>http://freemind.ir/index.php?/archives/151-unknown.html#comments</comments>
    <wfw:comment>http://freemind.ir/wfwcomment.php?cid=151</wfw:comment>

    <slash:comments>2</slash:comments>
    <wfw:commentRss>http://freemind.ir/rss.php?version=2.0&amp;type=comments&amp;cid=151</wfw:commentRss>
    

    <author>nospam@example.com (irix)</author>
    <content:encoded>
    آخرین باری که رفته بودم کنسرت استاد شجریان برمی‌گشت به آذر ۸۴ که بعدها با دو تا آلبوم «سرود مهر» و «ساز خاموش» منتشر شد. بعد از سه سال دیشب دوباره رفتم به کنسرت ایشان. این بار برنامه با گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی اجرا شد. یک گروه نسبتا جوان. تهیه بلیط اینترنتی هم خودش ماجرایی داشت، ولی در نهایت موفقیت‌آمیز بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;center&gt;&lt;a title=&quot;/uploads/images/Concert_Ostad_Shajarian_1387-04-02.JPG&quot; id=&quot;s9yisp37&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a class=&#039;serendipity_image_link&#039; href=&#039;http://freemind.ir/serendipity_admin_image_selector.php?serendipity[step]=showItem&amp;amp;serendipity[image]=37&#039; id=&quot;s9yisphref37&quot; onclick=&quot;javascript:this.href = this.href + &#039;&amp;amp;serendipity[from]=&#039; + self.location.href;&quot;&gt;&lt;!-- s9ymdb:37 --&gt;&lt;img class=&quot;serendipity_image_center&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;196&quot; style=&quot;border: 0px; padding-left: 5px; padding-right: 5px;&quot; src=&quot;http://freemind.ir/uploads/images/Concert_Ostad_Shajarian_1387-04-02.Thumb.JPG&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برنامه با بیشتر از نیم ساعت تاخیر شروع شد. در شروع، گروه خیلی ناهماهنگ نشان می‌داد. در چند صحنه هم مجید درخشانی با نگاه‌های معنی‌دار به اعضای گروه این اشتباهات را تایید می‌کرد! ولی به مرور و مخصوصا در بخش دوم برنامه هماهنگی بین اعضاء بهتر شد. بخش اول برنامه از نظر عوام بسیار لذت‌بخش‌تر بود در صورتیکه از نظر فنی ناامیدکننده به نظر می‌رسید. اشتباهات نوازنده‌ها، گرفتگی مکرر صدای استاد و حتی در مواقعی فالش خواندن استاد دور از انتظار بود. اما بخش دوم از نظر عوام کسل‌کننده ولی از نظر فنی بسیار بهتر از بخش اول بود. یکی از موارد ضعف این برنامه از نظر من این بود که تمام سازها می‌بایست تک‌نوازی و ساز همراه آواز می‌شدند. اصلا لزومی نداشت که همه سازها حتما تک‌نوازی داشته باشند. مسخره بود. عوض کردن ساز همراه آواز هم بسیار ناهموار انجام می‌شد. نمی‌فهمم چرا مجید درخشانی می‌خواست حتما همه سازها، حتی قیچک باس و قیچک آلتو هم تک‌نوازی داشته باشند!&lt;br /&gt;
سیستم‌های صوتی و وسایل تهویه هم که سنگ تمام گذاشته بودند. سیستم صوتی هر از گاهی تک‌نوازی می‌کرد و سوت‌های بلند می‌کشید. سیستم‌های تهویه هم که همپای نوازنده‌ها می‌نواختند. بلند!&lt;br /&gt;
اما مهمترین چیزی که من را آزار می‌داد آماده نبودن صدای استاد بود. واقعا نمی‌دانم که آیا فقط دیشب این‌قدر ناآماده بودند یا دیگر به اقتضای سن و سال است که صدا افت کرده است؟ اگر به طور کلی این‌طور باشد واقعا به نظر بنده بهتر است که استاد دیگر آواز نخوانند تا وجهه آن صدای ملکوتی و حنجره تکنیکی خراب نشود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاطرات ویژه دیشب:&lt;br /&gt;
- هر وقت به کنسرت استاد می‌روم حتما رویا نونهالی هم در آن برنامه هست.&lt;br /&gt;
- بهترین مدهای مانتو و لباس زنانه را می‌شد دیشب پیدا کرد!&lt;br /&gt;
- یک پسر نسبتا مذهبی به همراه یک دختر چادری در صندلی‌های ردیف جلوی من نشسته بودند که تا آخر برنامه با قوطی رانی کشتی می‌گرفتند و می‌خواستند به زور از آن آب پرتفال بیرون بیاورند.&lt;br /&gt;
- استاد همان استاد همیشگی نبود...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوشته‌های من مربوط به شب چهارم کنسرت بود و با همه این اوصاف و کاستی‌ها شب خوبی بود. طبق معمول، در آخر برنامه هم همه حضار فریاد می‌زدند «مرغ سحر»، «مرغ سحر». که گروه به ناچار این قطعه را نیز اجرا کرد و مردم مرغ سحر خوانان از سالن خارج شدند. 
    </content:encoded>

    <pubDate>Mon, 23 Jun 2008 20:45:18 +0430</pubDate>
    <guid isPermaLink="false">http://freemind.ir/index.php?/archives/151-guid.html</guid>
    
</item>
<item>
    <title>*** عید نوروز مبارک ***</title>
    <link>http://freemind.ir/index.php?/archives/105-unknown.html</link>
            <category>ایران زمین</category>
            <category>روزمره</category>
    
    <comments>http://freemind.ir/index.php?/archives/105-unknown.html#comments</comments>
    <wfw:comment>http://freemind.ir/wfwcomment.php?cid=105</wfw:comment>

    <slash:comments>3</slash:comments>
    <wfw:commentRss>http://freemind.ir/rss.php?version=2.0&amp;type=comments&amp;cid=105</wfw:commentRss>
    

    <author>nospam@example.com (irix)</author>
    <content:encoded>
    بهار ۸۶ هم فرا رسید. امیدوارم برای همه سال خوب و خوش و پر برکت و پر شکوه و توام با موفقیت برای تمام ایرانیان باشه.&lt;br /&gt;
&lt;center&gt;&lt;br /&gt;
&lt;img src=&quot;http://www.eggdisk.com/files/317038_limmr/Norouz.jpg&quot; alt=&quot;Norouz.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;
سال ۸۵ برای من سال خوبی بود. بعد از سال سیاهِ ۸۴ ، در سالی که گذشت موفقیت‌های خوبی به دست آوردم. از نظر کاری هم پیشرفت‌های خوبی داشتم. انشا... امسال هم این روند ادامه داشته باشه.&lt;br /&gt;
خدا همه &lt;a href=&quot;http://freemind.ir/index.php?/archives/24-unknown.html&quot;  title=&quot;مرگ علی خدیوی&quot;&gt;رفتگان&lt;/a&gt; رو هم رحمت کنه. 
    </content:encoded>

    <pubDate>Wed, 21 Mar 2007 13:26:13 +0330</pubDate>
    <guid isPermaLink="false">http://freemind.ir/index.php?/archives/105-guid.html</guid>
    
</item>
<item>
    <title>300themovie</title>
    <link>http://freemind.ir/index.php?/archives/103-300themovie.html</link>
            <category>ایران زمین</category>
    
    <comments>http://freemind.ir/index.php?/archives/103-300themovie.html#comments</comments>
    <wfw:comment>http://freemind.ir/wfwcomment.php?cid=103</wfw:comment>

    <slash:comments>2</slash:comments>
    <wfw:commentRss>http://freemind.ir/rss.php?version=2.0&amp;type=comments&amp;cid=103</wfw:commentRss>
    

    <author>nospam@example.com (irix)</author>
    <content:encoded>
    لعنت به شما که به همین راحتی تاریخ رو تحریف می‌کنید.&lt;br /&gt;
&lt;center&gt;&lt;br /&gt;
&lt;img src=&quot;http://www.eggdisk.com/files/291811_clkfh/300-nations.jpg&quot; alt=&quot;300 the movie&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://300themovie.info&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;300 the movie&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/center&gt; 
    </content:encoded>

    <pubDate>Mon, 12 Mar 2007 00:08:00 +0330</pubDate>
    <guid isPermaLink="false">http://freemind.ir/index.php?/archives/103-guid.html</guid>
    
</item>
<item>
    <title>پاسارگاد</title>
    <link>http://freemind.ir/index.php?/archives/95-unknown.html</link>
            <category>ایران زمین</category>
    
    <comments>http://freemind.ir/index.php?/archives/95-unknown.html#comments</comments>
    <wfw:comment>http://freemind.ir/wfwcomment.php?cid=95</wfw:comment>

    <slash:comments>0</slash:comments>
    <wfw:commentRss>http://freemind.ir/rss.php?version=2.0&amp;type=comments&amp;cid=95</wfw:commentRss>
    

    <author>nospam@example.com (irix)</author>
    <content:encoded>
    &lt;a href=&quot;http://www.savepasargad.com&quot;  title=&quot;نجات پاسارگاد&quot;&gt;ای آدمیزاد،&lt;br /&gt;
هر که باشی و از هر جا که بیایی،&lt;br /&gt;
و از آنِ هر زمانی که باشی،&lt;br /&gt;
زیرا می‌دانم خواهی آمد،&lt;br /&gt;
من کوروشم،&lt;br /&gt;
که برای پارسیان این کشور پهناور را ساخته‌ام،&lt;br /&gt;
پس به این مشت خاک،&lt;br /&gt;
که تن مرا پوشانده، رشک مبر،&lt;br /&gt;
هر کس آهنگ ویرانی آرامگاه مرا کند،&lt;br /&gt;
اهورامزدا او را نابود کند.&lt;/a&gt; 
    </content:encoded>

    <pubDate>Thu, 01 Feb 2007 14:32:37 +0330</pubDate>
    <guid isPermaLink="false">http://freemind.ir/index.php?/archives/95-guid.html</guid>
    
</item>
<item>
    <title>شب یلدا</title>
    <link>http://freemind.ir/index.php?/archives/83-unknown.html</link>
            <category>شعر، ادب، هنر</category>
            <category>ایران زمین</category>
    
    <comments>http://freemind.ir/index.php?/archives/83-unknown.html#comments</comments>
    <wfw:comment>http://freemind.ir/wfwcomment.php?cid=83</wfw:comment>

    <slash:comments>1</slash:comments>
    <wfw:commentRss>http://freemind.ir/rss.php?version=2.0&amp;type=comments&amp;cid=83</wfw:commentRss>
    

    <author>nospam@example.com (irix)</author>
    <content:encoded>
    حکایت از آنجا شد آغاز که تو دفتر شعر من را نخواندی و باور نکردی که یلدای عاشق، شبِ باربندان کولی‌وشان است...&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Yalda&quot;&gt;یلدا&lt;/a&gt; مبارک!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;center&gt;&lt;br /&gt;
&lt;img src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/6/67/Yalda_setting.jpg/250px-Yalda_setting.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/center&gt; 
    </content:encoded>

    <pubDate>Thu, 21 Dec 2006 21:40:18 +0330</pubDate>
    <guid isPermaLink="false">http://freemind.ir/index.php?/archives/83-guid.html</guid>
    
</item>
<item>
    <title>اعراب سارقان تمدن ایران، ایران وارث توحش اعراب</title>
    <link>http://freemind.ir/index.php?/archives/82-unknown.html</link>
            <category>ایران زمین</category>
    
    <comments>http://freemind.ir/index.php?/archives/82-unknown.html#comments</comments>
    <wfw:comment>http://freemind.ir/wfwcomment.php?cid=82</wfw:comment>

    <slash:comments>5</slash:comments>
    <wfw:commentRss>http://freemind.ir/rss.php?version=2.0&amp;type=comments&amp;cid=82</wfw:commentRss>
    

    <author>nospam@example.com (irix)</author>
    <content:encoded>
    نمی‌دانم شاهد مراسم اختتامیه بازی‌های آسیایی دوحه قطر بودید یا نه؟ نمی‌دانم آن مراسم باشکوه را دیدید یا نه؟ آیا این مراسم برای شما هم آشنا بود؟ آیا شما هم یاد افسانه‌های کهن ایران می‌افتادید؟&lt;br /&gt;
وقتی به تماشای این مراسم نشستم و دیدم چگونه کشوری که هنوز صد سال از استقلال آن نگذشته است اینگونه افسانه‌ها و تمدن کهن ایران زمین را به تاراج می‌برد و به نوعی به عنوان سنبل‌های فرهنگ و تمدن خود به جهانیان معرفی می‌کند، بغضی گلویم را می‌فشرد. حس عجیبی بود. پر از نفرت، پر از کینه، پر از احساس از دست دادن، پر از احساس شکست...&lt;br /&gt;
چه بر سر ایران آمده است؟ چه کسی مسئول این بی‌عدالتی است؟ چه کسی باید به این پیشینه اهمیت بدهد؟ چرا هیچ کس هیچ حرفی نمی‌زند؟ چرا هیچ کس هیچ اقدامی نمی‌کند؟ چرا باید تمدن ایران پیش از اسلام، از روی قصد و نیت به فراموشی سپرده شود؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همینکه فردی کمی بر خلاف میل شما رفتار می‌کند او را غرب‌زده می‌خوانید و صحبت از تهاجم فرهنگی می‌کنید. چرا خود این همه پیرو اعراب هستید؟ چرا خود را عرب‌زده نمی‌خوانید؟ فقط تقلید و استفاده از فرهنگ‌های غربی اشکال دارد؟ ورود بی‌رویه توحش اعراب اشکالی ندارد؟ چه تفاوتی می‌کند؟ اگر هدف شما حفظ فرهنگ ایران است - که بعید می‌دانم - چرا خود به اشاعه فرهنگ پست و پوچ اعراب می‌پردازید در حالیکه شاهدیم آنها نیز از فرهنگ ایران برای بالا بردن جایگاه تاریخی خود استفاده می‌کنند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;center&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.eggdisk.com/files/145860_1kei6/Scheherazade1.jpg&quot; title=&quot;معرفی شهرزاد قصه‌گو در مراسم اختتامیه بازی‌های آسیایی قطر&quot;&gt;&lt;img style=&quot;width: 300px; height: 180px;&quot; src=&quot;http://www.eggdisk.com/files/145860_1kei6/Scheherazade1.jpg&quot; alt=&quot;معرفی شهرزاد قصه‌گو در مراسم اختتامیه بازی‌های آسیایی قطر&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
معرفی شهرزاد قصه‌گو در مراسم اختتامیه بازی‌های آسیایی قطر&lt;br /&gt;
&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در مراسم اختتامیه شاهد معرفی داستان‌های شهرزاد قصه‌گو، قصه‌های هزار و یک شب، علاالدین و چراغ جادو، علی‌بابا و چهل دزد بغداد و سندباد هستیم. «شهرزاد قصه‌گو» شاهزاده ایرانی دوره ساسانیان است. کتاب «هزار و یک شب» یک کتاب ایرانی است که افسانه‌های ایرانی و قصه‌های شهرزاد را در خود دارد. «علاالدین و چراغ جادو» از داستان‌های این کتاب است. «علی‌بابا و چهل دزد بغداد» که در نام خود فریاد می‌زند ایرانی است. حتما همه می‌دانید که بغداد یک واژه پارسی به معنای خداداد می‌باشد. «سندباد» نیز نام یک دریانورد ایرانی می‌باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 درست است، در کتاب «هزار و یک شب» داستانهایی که اتفاق می‌افتند از سرزمین‌های ایران، شام، عراق و... است. اما باید متوجه باشید که این سرزمین‌ها بخشی از ایران بوده‌اند و اگر حوادث داستان در مناطق مختلفی به وقوع پیوسته است دلیلی برای تعلق داستان به آن مناطق نخواهد بود، حال آنکه در آن زمان همه این مناطق بخشی از ایران بوده‌اند.&lt;br /&gt;
همان اتفاقی که برای مولوی افتاد، برای سایر منابع ادبی، فرهنگی و تاریخی ما نیز اتفاق خواهد افتاد. همانگونه که امروزه از طرف یونسکو کشورهای اففانستان، ترکیه و مصر به عنوان برگزارکنندگان هشتصدمین سال تولد مولانا در سال ۲۰۰۷ انتخاب می‌شوند، در صورت ادامه همین روند چیزی نخواهد گذشت که شاهد برگزاری بزرگداشت فردوسی، خیام، عطار و... در کشورهای دیگر خواهیم بود و آنجاست که دیگر &lt;br /&gt;
«بسی رنج بردم در این سال سی &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160;عجم زنده کردم بدین پارسی»&lt;br /&gt;
معنای خود را از دست خواهد داد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سال‌ها است که نظاره‌گر تهاجم و تعرض اعراب به تاریخ، تمدن و حتی اراضی پاک ایران هستیم، ولی هیچ‌گاه هیچ اقدام جدی و رسمی از سوی دولت انجام نشده است. در ماجرای تغییر نام «خلیج فارس» به «خلیج عرب» نیز این حس میهن‌پرستی مردم ایران بود که باعث شد با اقدامات اینترنتی و ارسال نامه‌های متعدد مراتب اعتراض خود را اعلام نمایند. پس از این اقدام خودجوش تازه شاهد آن بودیم که دولت ایران نیز مخالفت خود را اعلام نمود اما به نظر می‌رسد این مخالفت بیشتر جنبه محافظه‌کارانه داشت. زیرا که امیر قطر در تهران و در حضور رئیس جمهور آنرا خلیج عرب خواند...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا سعی می‌کنید تاریخ ایران را به دست فراموشی بسپارید؟ چرا نمی‌خواهید اثری از ایران پیش از اسلام باقی بماند؟ چرا گذشته ایران را در تقابل و تضاد با اسلام قرار می‌دهید؟ این تفرقه فقط باعث ایجاد تنفر هر گروه از دیگری می‌شود. ملی‌گرایانِ وطن‌دوست، اسلام را باعث فراموشی شکوه ایران می‌دانند و مذهب‌گرایان نیز بی هیچ دلیلی در جبهه مخالف قرار می‌گیرند و در جهت فراموشی تاریخ پیش از اسلام کمر همت می‌بندند. باور کنید از این اتفاق هیچ کس سودی نخواهد برد. باید به این نکته توجه داشته باشیم، آن چیزی که امروزه از آن به عنوان تمدن اسلامی نام برده می‌شود، تمام شکوه و عظمتش را در سایه دانش و هنر ایرانیانی چون ابن سینا، خوارزمی، جابر ابن حیان و زیرکی و فراست وزرای پارسی‌زبان خلفای عباسی بدست آورده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در یک نگاه جهانی نیز می‌بینیم که هر قومی به حفظ و اشاعه فرهنگ خود می‌پردازد و گذشته هر چند نامعلوم خود را به بهترین شکل تغییر می‌دهد و معرفی می‌کند. برای نمونه می‌توان به ژاپن اشاره کرد. این کشور با وجود اینکه یکی از صنعتی‌ترین کشورهای دنیا به شمار می‌رود اما همچنان به حفظ سنت‌ها و آداب قدیمی و فرهنگی خود مبادرت می‌ورزد. در بسیاری از فیلم‌های سینما می‌بینیم که حتی در دنیای پیشرفته و صنعتی، «سامورایی‌ها» و «مبارزه با شمشیر» جایگاه ویژه‌ای دارند و در اغلب موارد در کشمکش میان سنت و تکنولوژی، این سنت است که پیروز می‌شوند. همین مورد را می‌توان در کشورهای چین، هنگ‌کنگ و... نیز مشاهده کرد که مبارزات رزمی که نشان‌دهنده تاریخ و تمدن آنها می‌باشد از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. تمام این آثار در بزرگترین رسانه‌های جهان منتشر می‌شوند و در نتیجه آگاهی عمومی مردم دنیا نسبت به فرهنگ و تمدن آنها افزایش می‌یابد. به همین جهت است که اگر از هر شخصی بپرسید سامورایی‌ها را می‌شناسد، پاسخ مثبت خواهد بود. اما متاسفانه بسیاری از مردم جهان ایران را یک کشور عربی می‌دانند و حتی نمی‌دانند که ما به زبان پارسی صحبت می‌کنیم نه عربی. این مسئله برای افرادی که با شبکه اینترنت سر و کار دارند ملموس‌تر است و حتما به چنین مواردی برخورد کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا باید در کتاب‌های ادبیات دانش‌آموزان ما اشعار شاعران عرب باشد؟ مگر ما اشعار و ادبیات پارسی نداریم؟ چرا در این کتاب‌ها نباید از دلاوران و سردارانی چون صلاح‌الدین ایوبی، سردار ایرانی جبهه مسلمانان در جنگ‌های صلیبی، نام برده شود؟ مگر تمام دنیا به دنبال فرهنگ ما نیستند؟ چرا خودِ ما نباید در اعتلای آن بکوشیم؟ چرا باید تمدن ایران به دست فراموشی سپرده شود؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;center&gt;&lt;br /&gt;
&lt;img width=&#039;250&#039; height=&#039;167&#039; style=&quot;border: 0px; padding-left: 5px; padding-right: 5px;&quot; src=&quot;http://freemind.ir/uploads/images/Cyrus_The_Great_Seal.jpg&quot; alt=&quot;اولین کتیبه حقوق بشر&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
منشور آزادی - اولین کتیبه حقوق بشر&lt;br /&gt;
&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کجاست دوران شکوه و جلال ایران؟ کجاست اولین کتیبه حقوق بشر؟ کجایند کوروش و داریوش کبیر؟...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیایید بکوشیم و نام ایران را تا ابد زنده نگاه داریم. بیایید تا به کمک هم دست تعرض اعراب را قطع کنیم. بیایید تا فریاد بزنیم مولانا متعلق به ایران است. بیایید تا تکرار کنیم شهرزاد قصه‌گو شاهزاده ساسانی است. بیایید به جهان بفهمانیم که ما نوادگان کوروشیم، سرزمینمان ایران و زبانمان پارسی... &lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://freemind.ir/index.php?/archives/82-unknown.html#extended&quot;&gt;ادامه مطلب &quot;اعراب سارقان تمدن ایران، ایران وارث توحش اعراب&quot;&lt;/a&gt;
    </content:encoded>

    <pubDate>Thu, 21 Dec 2006 13:52:00 +0330</pubDate>
    <guid isPermaLink="false">http://freemind.ir/index.php?/archives/82-guid.html</guid>
    
</item>

</channel>
</rss>