عذرخواهی شرکت مینی به خاطر ارسال اسپم

مطلبی از ایریکس در ۱۴ بهمن ۱۳۹۱

شرکت خودروسازی مینی آمریکا به خاطر ارسال اسپم از مشترکین خبرنامه وب‌سایتش با فرستادن هدیه عذرخواهی کرد. هفته پیش سیستم ارسال ایمیل اتوماتیک این شرکت دچار مشکل فنی شده و صدها ایمیل یکسان به مشترکین لیست پستیش فرستاده. برای رفع و رجوع و جبران کردن این قضیه، این شرکت یک بسته برای این افراد ارسال کرده. این بسته شامل یک شکلات به شکل گل رز، نوار چسب، یک کنسرو گوشت مارک «اسپم» و این یادداشت بوده:

…… عزیز،
هفته گذشته تعدادی ایمیل از ما گرفتید. در بعضی موارد صدها ایمیل. دوست داریم همچنان ارتباطمان را با شما حفظ کنیم. این اتفاق ناخواسته بود و یکی از سرورها دچار مشکل فنی شده بود. ما مشکل را حل کردیم، اما می‌خواستیم ناراحتی که برایتان ایجاد کردیم را جبران کنیم.

هیچ چیز نمی‌تواند بهتر از یک گل یا یک شکلات بگوید «متاسفم»؛ به همین خاطر ما این دو را در کنار هم قرار دادیم و یک شکلات به شکل گل رز برایتان ارسال کردیم. اما اگر به گل (یا شکلات) آلرژی دارید، امیدواریم بتوانید از این نوار چسب در تعمیراتتان استفاده کنید. اگر همچنان از این اتفاق احساس ناراحتی می‌کنید، می‌توانید با این کنسرو گوشت اسپم ناراحتی را از خودتان دور کنید.

مجددا به خاطر تمام دردسرها صمیمانه عذرخواهی می‌کنیم.
تیم مینی

 

بسته هدیه مینی

 

این اواخر میزان اسمس‌های تبلیغاتی که می‌گیرم به شکل محسوسی زیاد شده. تقریبا روزانه ۷-۸ تا اسمس تبلیغاتی بیخود می‌گیرم. تو اینترنت گشتم و شیوه درخواست برای غیر فعال کردن اسمس‌های تبلیغاتی رو پیدا کردم و درخواست دادم. اسمسی برام اومد که ما درخواست عدم دریافت پیامک تبلیغاتی شما رو گرفتیم و تا ۲۴ ساعت اعمال میشه. متاسفانه این هم فقط یه نمایش برای شونه خالی کردن از مسئولیت هست و عملا کار نمی‌کنه. نه تنها میزان اسمس‌های تبلیغاتی کم نمیشه، بلکه آدم احساس بدتری هم پیدا می‌کنه از اینکه به دروغ میگن ما برای شما دیگه تبلیغات نمی‌فرستیم و تو هم هیچ راهی برای قطع این اسمس‌های مزاحم نداری.

یه نمونه بدتر هم این قضیه مزاحمت‌های تبلیغاتی این دفاتری هستن که زنگ می‌زنن و میگن شماره مشابه شماره شما با پیش‌شماره فلان موجوده. هر باری که یکی از اینها بهم زنگ می‌زنن معمولا سعی می‌کنم بقهمونم که مزاحمم شدن. گاهی اوقات معذرت‌خواهی می‌کنن، گاهی هم گوشی رو قطع می‌کنن. اما یک بار به یکی از اینها گفتم مگه من از شما خط خواستم یا گفتم برام دنبال شماره بگردید که شما الان به من زنگ زدید و مزاحمت ایجاد کردید. کمی از کارش دفاع کرد و در نهایت گفت «آقا شما گوشیت رو جواب نده اگه اذیتت می‌کنه» و گوشی رو قطع کرد. شما این شرایط رو با کاری که این شرکت آمریکایی کرده مقایسه کنید و خودتون هر چی دوست دارید نتیجه بگیرید.

وقتی فرستادن اسپم تو اپراتورهای موبایل کشور منبع درآمد و در نتیجه نهادینه شده و در عمل هم راهکار واقعی برای غیر فعال کردنش وجود نداره، با هیچ منطقی به این دفاتر خصوصی هم نمیشه فهموند که این کار شما باعث آزار دیگرون هست. آقایون، این پیامک‌های تبلیغاتی زوری نقض حریم خصوصی افراد هست!

 


تجربه یک تصادف

مطلبی از ایریکس در ۱۲ آذر ۱۳۹۱

امروز که می‌خواستم برگردم خونه سوار یه تاکسی شدم. راننده از این تیپ راننده‌هایی بود که ماشین رو می‌چسبونن به ماشین جلویی و در واقع فاصله ایمنی رو رعایت نمی‌کنن. من طبق معمول هدست داشتم و موزیک گوش می‌دادم. تو حالت خواب و بیداری سرم رو تکیه داده بودم به پشتی صندلی و چشم‌ها رو هم نیمه‌بسته بودم. راننده هم تو خط سبقت اتوبان همت داشت با سرعت حدود ۷۰-۸۰ کیلومتر در ساعت حرکت می‌کرد که یهو ماشین‌های جلویی ترمز کردن و راننده هم با یه ترمز شدید ماشین رو نگه داشت. به طور ناخودآگاه خواستم کمی به جلو خم بشم و از آینه بغل وضعیت ماشین عقبی رو ببینم. هنوز سرم رو از روی پشتی بلند نکرده بودم که یه ضربه محکمی سرم رو به جلو پرت کرد. کلا خواب از سرم پرید و کمی هم شوک شدم. ماشین پشتی نتونسته بود ماشین رو کنترل کنه و کوبیده بود به ماشین ما.

من همیشه به این موضوع فکر می‌کردم که این ماشین‌هایی که به این شکل رانندگی می‌کنن چرا این عامل بیرونی و خارج از کنترل خودشون رو درک نمی‌کنن. یعنی حتی اگه خود طرف خیلی حواسش جمع باشه و ماشین رو بتونه حتی تو اون شرایط کنترل کنه، اما کاملا محتمل هست که ماشین بعدی یا حتی بعدی نتونن این کار رو بکنن. داشتن یه فاصله مناسب می‌تونه این ترمزهای ناگهانی رو به ترمزهای معقول و با خطر کمتر تبدیل کنه. نتیجه‌گیری اخلاقی بحث اینه که فاصله ایمنی رو رعایت کنید!

سوای نتیجه‌گیری اخلاقی، چیزی که برای من جالب بود تجربه این ضربه بود. همیشه وقتی یه همچین صحنه‌ای تو فیلم‌ها می‌دیدم فکر می‌کردم طرف با اغراق خیلی زیاد خودش رو به جلو پرت می‌کنه، اما تجربه امروز دیدم رو عوض کرد. سرعت ما خیلی بالا نبود، اما با این حال شدت ضربه طوری بود که تا چند دقیقه ضربه رو تو سرم احساس می‌کردم. یا اینکه کمربند بسته بودم و به پشتی صندلی تکیه داده بودم و حتی سرم هم عقب بود، من رو به سمت جلو پرت کرد. با این اوصاف فکر می‌کنم که اگر سرعت بالاتر باشه حتما می‌تونه خطرناک باشه.

بدون دیدگاه موضوعات: روزمره
  برچسب‌ها:  

حکایت اعتراض‌های امروز ما

مطلبی از ایریکس در ۸ مهر ۱۳۹۱

چند روز پیش از تهران سوار تاکسی شدم به سمت کرج. طبق معمول اتوبان خیلی شلوغ بود و خوب ظاهرا وقت ما مردم هم که کوچکترین اهمیتی نداره. مسیر رو به هزار زور و زحمت اومدیم تا رسیدیم نزدیک وردآورد. یهو دیدم راننده پیچید تو پمپ بنزین. با صفی هم که واسه بنزین وجود داشت حداقل باید ۱۵-۲۰ دقیقه تو صف منتظر می‌موندیم تا نوبتمون برسه. به راننده اعتراض کردم که «آقا این چه کاریه می‌کنی؟ همین‌جوریش ۲ ساعت تو راهیم، حالا به خاطر بی‌مسئولیتی و بی‌توجهی شما باید ۲۰ دقیقه هم اضافه معطل بشیم. شما اگر بنزین نداری نباید مسافر سوار کنی.» در حد ۱ دقیقه بگو مگو کردیم با راننده سر این موضوع. راننده هم سعی می‌کرد برای کارش دلیل و توجیه بیاره، ولی خوب واقعیت این هست که این کارش درست نبود. قسمت جالب این داستان این بود که هیچ کدوم از مسافرهای دیگه حتی یه کلمه هم حرف نزدن.

بعد از چند دقیقه من با خودم فکر می‌کردم که شاید من خیلی سخت گرفتم این ۲۰ دقیقه رو. در گیر و دار همین افکار بودم که حدودا یه ربعی گذشت و نوبت ما رسید. به محض اینکه راننده پیاده شد برای بنزین زدن، این بغل‌دستی من شروع کرد به غرغر کردن که «راست می‌گی و آدم نمی‌دونه به اینا چی بگه و …!» می‌دونید واکنش من چی بود؟ هدستم رو گذاشتم تو گوشم و با آهنگ‌های کوروش یغمایی خودم رو مشغول کردم.

به جایی رسیدیم که حتی شهامت یه اعتراض کوچیک و معقول به طور مستقیم رو هم از دست دادیم. حکایت اعتراض‌های امروز ما خیلی آشناست…


زلزله آذربایجان

مطلبی از ایریکس در ۲۲ مرداد ۱۳۹۱

زلزله آذربایجان

عمیقا ناراحتم از این اتفاق. امیدوارم کمک‌های امدادی مناسب باشه. :(

تصاویر: یک، دو

به روز رسانی: برای کمک به زلزله‌زدگان آذربایجان من از طریق دوستان جادی اقدام کردم.

 

۶ دیدگاه موضوعات: ایران زمین, روزمره
  برچسب‌ها:  ,

سیاست در ورزش ممنوع

مطلبی از ایریکس در ۲۲ مرداد ۱۳۹۱

این اتفاقی که تو بازی رده‌بندی فوتبال المپیک بین کره جنوبی و ژاپن افتاد یه نکته داشت که به نظرم بد نبود یه جا گفته بشه. اختلافات مرزی و عدم توافق بر سر بعضی نواحی مرزی کشوها و جزایر فقط مختص به ایران و سه جزیره معروف خلیج فارس نیست. خیلی موارد مشابه تو دنیا وجود داره. یه لیست بلند بالا از این اختلافات رو تو ویکی‌پدیا می‌تونید ببینید. یه نمونه‌اش هم همین اختلاف بین کره و ژاپن بر سر یه جزیره هست. داستان از این قراره که بعد از بازی فوتبال یه بازیکن کره‌ای یه پرچم با یه نوشته در حمایت از مالکیت کشورش بر این جزیره به دست گرفته و حالا داستان شده. تو مراسم اهدای جوایز که نذاشتن شرکت کنه،‌ شاید محروم هم بشه. برای ماهایی که از بیرون به این داستان نگاه می‌کنیم و برامون هیچ اهمیتی نداره که این جزیره متعلق به کدوم کشور باشه، فیفا حق داره این بازیکن رو محروم کنه، چون احتمالا قبول داریم که ورزش و المپیک جای حل این اختلافات نیست. حالا اگر این اتفاق برای ما افتاده بود هم همین استدلال رو داشتیم؟ به نظر من که نه. الان داشتیم به زمین و زمان فحش می‌دادیم و تو فیس‌بوک حمله کرده بودیم به صفحات فیفا و شخصیت‌های عرب و براشون دری وری می‌نوشتیم! نکته اینجاست که این مسائل چیزی نیست که تو استادیوم‌های ورزشی حل بشه و یا تو فیس‌بوک. به نظر من این کار چیزی رو حل نمی‌کنه و نتیجه‌ای نداره جز نفرت‌پراکنی. همین داستان کشتی عبدولی و اعتراض‌های فیس‌بوکی و ایمیلی زیاد ما هم یه نمونه دیگه‌اش بود که حتی صدای مربی تیم کشتی آزاد خودمون رو هم درآورد و گفت که این کار باعث تحت فشار قرار گرفتن تیم کشتی آزاد شده. دقت کنید که من شخصا به عنوان یک شهروند ایرانی کاملا دوست دارم ایران از حقش دفاع کنه و این قبیل موضوعات رو خیلی جدی دنبال کنه،‌ ولی از مجرای درستش و با راه‌کارهای معقول، نه با فحش دادن به یه سری آدم تو فیس‌بوک یا زدن ایمیل‌های توهین‌آمیز توسط مردم که فقط شرایط رو بدتر می‌کنه.