شیوه صحیح نوشتن کسره اضافه در فارسی

مطلبی از ایریکس در ۲۱ اسفند ۱۳۹۳

مدتی میشه که یه دوگانگی در شیوه نوشتن عبارتی مثل «خانه من» رواج پیدا کرده. بعضی‌ها به شکل «خانهٔ من» می‌نویسن و بعضی‌های دیگه به شکل «خانه‌ی من». اما کدوم یک از اینها درسته؟

در حقیقت من نه سواد زبان‌شناسی دارم که در این مورد به لحاظ علمی اظهار نظر کنم و نه حوصله‌اش رو دارم که خیلی جدی پیگیریش کنم، منتها چند تا استدلال ساده این وسط وجود داره که من رو سوق میده به سمت یکی از این دو مورد.

این شیوه دوم اصلا از کجا شروع شد؟
فکر کنم اونهایی که هم سن و سال منن باید یادشون باشه که تو دوره ما مدارس به همون شیوه همیشگی آموزش می‌دادن و ما یاد گرفتیم که بنویسیم «خانهٔ من». اما وقتی برادر کوچیک‌تر من رفت مدرسه من متوجه شدم که فرهنگستان زبان و ادب فارسی این شیوه جدید رو تصویب کرده و تمام کتاب‌های درسی هم با نوع نگارش «خانه‌ی من» به‌روزرسانی شدن و به دانش‌آموزها هم همین روش یاد داده میشه. تو اون شرایط حتی خود من هم سعی کردم به این شیوه جدید بنویسم، اما این مصوبه یا قانون چند سال بیشتر طول نکشید و فرهنگستان خودش مجددا رویه سابق رو در پیش گرفت و همون‌طور که در دستور زبان رسمی فعلی و در قسمت «کسرهٔ اضافه» هم قابل مشاهده‌ست، نوشتن این عبارت به همون شیوه قدیمی و جاافتادهٔ سابق انجام میشه.

حالا ما باید این رو چه شکلی بنویسیم؟
همونطور که بالاتر گفتم،‌ من اصولا نمی‌تونم نظر کارشناسی بدم تو این قضیه، اما با این استدلال‌ها ترجیح میدم که به شیوه همیشگی و قدیمی بنویسم. چرا؟ چون:

  • اول اینکه این شیوه نگارش به شکل «خانه‌ی من»‌ تو هیچ کتاب قدیمی‌ای پیدا نمیشه. برای نمونه حتی می‌تونید برید کتابخونه و نسخ خطی کتاب‌های قدیمی رو ببینید که اصولا همچین فرمتی وجود نداره. فقط برای یک نمونه من شما رو ارجاع میدم به این نسخه خطی شاهنامه که قدیمی‌ترین شاهنامه جهان هم هست و الان تو کتابخونه ملی فلورانس ایتالیا نگهداری میشه. خوشبختانه این کتاب اسکن شده و می‌تونید از این لینک صفحاتش رو ورق بزنید.

قدیمی‌ترین شاهنامه دستی

  • دوم اینکه خیلی خنده‌دار میشه اگر من نوعی، به عنوان یک فرد عادی و عام، تصمیم بگیرم که کدوم بهتره و بنا به سلیقه شخصی این کار رو بکنم. کمی به این موضوع فکر کنید که هر کی بنا به سلیقه شخصیش تصمیم بگیره که فارسی رو چه شکلی بنویسه. یه مثال اغراق‌آمیزش می‌تونه این باشه که من تصمیم بگیرم از این به بعد کلا فارسی رو به صورت فینگلیش بنویسم. :) بنابراین به گمونم خیلی نباید روی نظر شخصیمون مانور بدیم.
  • سوم هم اینکه بعضی‌ها نسبت به افراد حاضر در فرهنگستان خرده می‌گیرن و اونها رو شایسته نمی‌دونن. خوب، در این صورت باید بگم که این شیوه جدید رو فرهنگستان زبان و ادب فارسی مصوب کرد و همین فرهنگستان هم حذفش کرد. چه بخواهیم و چه نخواهیم، در حال حاضر این افراد متصدی فرهنگستان هستن. حالا دو حالت داره:
  • شما این فرهنگستان رو با همین اعضاء قبول دارید: که در این صورت به مصوباتش هم عمل می‌کنید و با توجه به آخرین نسخه دستور زبان فارسی عبارت «خانهٔ من»‌ رو صحیح می‌دونید.
  • شما این فرهنگستان رو با همین اعضاء قبول ندارید: که در این صورت اصولا نباید از همون ابتدا شیوه نگارش جدیدی که این فرهنگستانی که قبولش ندارید مصوب کرد رو می‌پذیرفتید و شیوه نگارشتون رو تغییر می‌دادید به فرم «خانه‌ی من».

 

دوست دارم مجددا تاکید کنم که من اصولا از منظر زبان‌شناسی حرفی برای گفتن ندارم، حتی ممکنه بعضی از اساتید اهل فن هم نظر مخالفی داشته باشن و روش دوم رو بهتر بدونن، اما من معتقدم تا وقتی که «آخرین نسخه دستور زبان فارسی» میگه که باید کسره اضافه رو به شکل «خانهٔ من»‌ بنویسیم، بهتره به همین شکل بنویسیم.  :)

 

پس‌نویس:

نکته اول: رفقا من این رو اضافه کنم که من کاملا متوجه ماهیت پویا و تغییرپذیر زبان هستم و خودم همیشه جزو اون تیپ آدم‌هایی هستم که معتقدم اگر کلمه‌ای تو جامعه جا افتاد باید استفاده بشه، بدون اینکه نیاز باشه براش کلمه جایگزین ساخته بشه. دلیلی که من در مورد گذشته و تاریخ کسرهٔ اضافه حرف زدم این بود که بگم از گذشته خیلی دور تا درست زمانی که این شیوه «خانه‌ی من» توسط همین فرهنگستان مصوب شد، کسرهٔ اضافه به شکل «خانهٔ من» رواج داشته و اصولا چیزی نیست که از بطن جامعه و بر اساس نیاز زبان به تغییر شکل گرفته باشه. این کاملا یک تغییر بالا به پایین بود که در حال حاضر حتی خود اون بالایی که این رو دیکته کرده بود هم دیگه ازش استفاده نمی‌کنه و تاییدش نمی‌کنه.

نکته دوم: به علاوه ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که استدلال حذف «همزه عربی» و استفاده از «ی» فارسی هم که از پایه اشتباهه. چون فارسی اصولا داره از خط و الفبای (اسکریپت) عربی استفاده می‌کنه و چیزی به اسم خط فارسی خیلی دقیق نیست. اگر مثلا از حروف لاتین برای نوشتن فارسی استفاده می‌کردیم و اونجا همزه عربی کاربرد داشت، کاملا منطقی به نظر می‌رسید که به فکر حذف همزه باشیم. اما وقتی اصولا داریم از خط عربی استفاده می‌کنیم استناد به اینکه همزه عربی رو حذف کنیم خیلی معقول به نظر نمی‌رسه. :)

 


وصل

مطلبی از ایریکس در ۱۷ دی ۱۳۹۱

اینجا گوش کنید: وصل

پادکستی از رادیو کافه

شعر: فروغ فرخزاد

موسیقی: آلبوم The Fountain از Clint Mansell

وصل - فروغ فرخزاد


ماندگارترین ترانه‌های ایران

مطلبی از ایریکس در ۲ آذر ۱۳۹۱

تو این چند هفته گذشته برنامه «ماندگارترین ترانه‌های ایران» که از شبکه «من و تو» پخش شد خیلی‌ها رو جذب خودش کرد. خیلی‌ها از شنیدن مجدد این آهنگ‌ها لذت می‌بردن، خیلی‌ها هم یاد دوران گذشته می‌افتادن و خاطراتی که در کنار این آهنگ‌ها شکل گرفته. اما چیزی که من می‌خوام اینجا بنویسم در مورد نتایج نظرسنجی مردم برای ماندگارترین ترانه‌های ایران هست. در واقع فارغ از اینکه این نظرسنجی چقدر درست بوده یا نه، یا اینکه شکل اجرا و نمایش اون خوب بوده یا نه، من فقط سعی کردم نتایج رو روی نمودار نشون بدم.

این لیستِ تمامی ۱۰۰ ترانه انتخاب شده هست. یکی همه آهنگ‌ها رو اینجا آپلود کرده بود که من هم ترانه‌های این لیست رو لینک کردم به همون‌ها که اگر کسی خواست بتونه دانلود کنه.

۱) داریوش – دستای تو
۲) گوگوش – مرداب
۳) بنان – الهه ناز
۴) داریوش – یاور همیشه مومن
۵) فریدون فروغی – یار دبستانی
۶) فرامرز اصلانی – اگه یه روز
۷) گوگوش – پل
۸) هایده – شانه‌هایت
۹) داریوش – شقایق
۱۰) محمد نوری – جان مریم
۱۱) گوگوش – غریب آشنا
۱۲) ابی – پوست شیر
۱۳) داریوش – چشم من
۱۴) فرهاد – کودکانه
۱۵) هایده – سوغاتی
۱۶) شجریان – مرغ سحر
۱۷) داریوش – شام مهتاب
۱۸) ابی – ستاره‌های سربی
۱۹) گوگوش – همسفر
۲۰) شادمهر – تقدیر
۲۱) داریوش – فریاد زیر آب
۲۲) مهستی – بیا بنویسیم
۲۳) شادمهر – علامت سوال
۲۴) حسن گل‌نراقی – مرا ببوس
۲۵) ابی – مست چشات
۲۶) گوگوش – آدما
۲۷) هایده – ساغی
۲۸) رضا صادقی – وایستا دنیا
۲۹) سیاوش قمیشی – الکی
۳۰) آکادمی گوگوش – یه حرفایی
۳۱) داریوش – دوباره می‌سازمت وطن
۳۲) ابی – درخت
۳۳) طوفان – خدای آسمونا
۳۴) عارف – عشق تو نمی‌میرد
۳۵) داریوش – جشن دلتنگی
۳۶) احسان خواجه‌امیری – سلام آخر
۳۷) گوگوش – دو پنجره
۳۸) سیمین غانم – گل گلدون
۳۹) گوگوش – منو گنجشک‌ها
۴۰) فرهاد – گنجشکک اشی مشی
۴۱) داریوش و ابی – نون و پنیر و سبزی
۴۲) داریوش – بوی گندم
۴۳) ابی – خالی
۴۴) گوگوش – کویر
۴۵) داریوش – وطن
۴۶) مهستی – دلم تنگه
۴۷) ویگن و دلکش – بردی از یادم
۴۸) بنان – ای ایران
۴۹) ستار – صدای بارون
۵۰) فرهاد – جمعه
۵۱) کوروش یغمایی – گل یخ
۵۲) گوگوش – مخلوق
۵۳) ابی – خلیج فارس
۵۴) هایده – روزای روشن
۵۵) گوگوش – جاده
۵۶) ابی – محتاج
۵۷) فریدون فروغی – قوزک پا
۵۸) سیاوش قمیشی – فرنگیس
۵۹) محسن چاوشی – سنگ صبور
۶۰) داریوش – سال ۲۰۰۰
۶۱) هایده – مستی
۶۲) گوگوش – هجرت
۶۳) ابی – شب‌زده
۶۴) داریوش – طلایه‌دار
۶۵) ابی – کی اشکاتو پاک میکنه
۶۶) گوگوش – مرحم
۶۷) سیاوش قمیشی – جزیره
۶۸) ابی – گریه نکن
۶۹) ویگن – مهتاب
۷۰) عارف – سلطان قلبها
۷۱) سیاوش قمیشی – نقاب
۷۲) فرهاد – یه شب مهتاب
۷۳) سیاوش قمیشی – تصور کن
۷۴) داریوش – به بچه‌هامون چی بگیم
۷۵) ابی – با تو
۷۶) شهره – تو که نیستی
۷۷) ابی – شکار
۷۸) شادمهر – عادت
۷۹) افشین مقدم – زمستون
۸۰) رامش – رودخونه‌ها
۸۱) جواد بدیع‌زاده – شد خزان
۸۲) گوگوش – شب شیشه‌ای
۸۳) ویگن – چرا نمی‌رقصی
۸۴) داریوش – تکیه بر باد
۸۵) گوگوش – هیاهو
۸۶) شهرام شب‌پره – پریا
۸۷) شادمهر – ستاره
۸۸) مرضیه – سنگ خارا
۸۹) یاس – از چی بگم
۹۰) ناصر صبوری – دختر همسایه
۹۱) هایده – شب عشق
۹۲) فرزین – گریه نکن
۹۳) گوگوش – طلاق
۹۴) معین – سفر
۹۵) فرهاد – مرد تنها
۹۶) سیاوش قمیشی – غروب
۹۷) فرامرز اصلانی – دل اسیره
۹۸) منوچهر سخایی – کلاغا
۹۹) ستار – گل پونه
۱۰۰) مازیار – ماهیگیر

 

این ۱۰۰ ترانه توسط ۳۷ خواننده اجرا شدن و این نمودار خواننده‌ها بر اساس فراوانی ترانه‌هاشون هست:

ماندگارترین ترانه‌های ایران

 

این هم نمودار دایره‌ای همراه با درصد تعداد ترانه‌های هر خواننده در بین این ۱۰۰ تا:

ماندگارترین ترانه‌های ایران

 

یه نمودار دیگه‌ای که آماده کردم این هست که به هر رتبه یه امتیاز دادم و مجموع امتیازهایی که هر خواننده کسب کرده بود رو حساب کردم. اینجا امتیازدهی به صورت خطی انجام شده به این شکل که رتبه اول ۱۰۰ امتیاز و رتبه آخر ۱ امتیاز داره. به طور کلی رتبه n دارای 101-n امتیاز خواهد بود. مجموع امتیازهای خطی هر خواننده این شد:

خواننده: امتیاز
داریوش: ۹۷۴
گوگوش: ۸۳۵
ابی: ۶۶۶
هایده: ۳۵۰
فرهاد: ۲۳۴
سیاوش قمیشی: ۲۱۲
شادمهر: ۱۹۶
بنان: ۱۵۱
فریدون فروغی: ۱۴۰
مهستی: ۱۳۴
فرامرز اصلانی: ۹۹
عارف: ۹۸
محمد نوری: ۹۱
شجریان: ۸۵
حسن گل‌نراقی: ۷۷
رضا صادقی: ۷۳
آکادمی: ۷۱
طوفان: ۶۸
احسان خواجه‌امیری: ۶۵
سیمین غانم: ۶۳
ویگن و دلکش: ۵۴
ستار: ۵۴
کوروش یغمایی: ۵۰
ویگن: ۵۰
محسن چاوشی: ۴۲
شهره: ۲۵
افشین مقدم: ۲۲
رامش: ۲۱
جواد بدیع‌زاده: ۲۰
شهرام شب‌پره: ۱۵
مرضیه: ۱۳
یاس: ۱۲
ناصر صبوری: ۱۱
فرزین: ۹
معین: ۷
منوچهر سخایی: ۳
مازیار: ۱

ماندگارترین ترانه‌های ایران

 

اما به نظر من سیستم امتیازدهی خطی خیلی عادلانه نیست. مثلا بین آهنگ اول و آهنگ دهم فاصله ۱۰ امتیازی شاید خیلی عادلانه نباشه. به عبارت دیگه به فکرم رسید که به رتبه آهنگ یه وزنی داده بشه. برای همین اومدم و امتیاز هر رتبه رو به صورت «امتیاز=رتبه به توان ۲» حساب کردم. با این کار امتیازها به این شکل تغییر کرد.

خواننده: امتیاز
داریوش: ۷۲۶۱۴
گوگوش: ۵۸۲۱۹
ابی: ۳۹۸۰۲
هایده: ۲۵۴۳۰
فرهاد: ۱۴۷۶۸
شادمهر: ۱۳۳۷۰
بنان: ۱۲۴۱۳
فریدون فروغی: ۱۱۱۵۲
سیاوش قمیشی: ۹۸۹۸
مهستی: ۹۲۶۶
فرامرز اصلانی: ۹۰۴۱
محمد نوری: ۸۲۸۱
شجریان: ۷۲۲۵
حسن گل‌نراقی: ۵۹۲۹
عارف: ۵۴۵۰
رضا صادقی: ۵۳۲۹
آکادمی: ۵۰۴۱
طوفان: ۴۶۲۴
احسان خواجه‌امیری: ۴۲۲۵
سیمین غانم: ۳۹۶۹
ویگن و دلکش: ۲۹۱۶
ستار: ۲۷۰۸
کوروش یغمایی: ۲۵۰۰
محسن چاوشی: ۱۷۶۴
ویگن: ۱۳۴۸
شهره: ۶۲۵
افشین مقدم: ۴۸۴
رامش: ۴۴۱
جواد بدیع‌زاده: ۴۰۰
شهرام شب‌پره: ۲۲۵
مرضیه: ۱۶۹
یاس: ۱۴۴
ناصر صبوری: ۱۲۱
فرزین: ۸۱
معین: ۴۹
منوچهر سخایی: ۹
مازیار: ۱

ماندگارترین ترانه‌های ایران

 

با این شیوه امتیازدهی هم تغییری تو ۵ خواننده اول ایجاد نشد. خواننده‌های انتهایی لیست هم ثابت بودن. فقط تو قسمت‌های میانی یه سری جابه‌جایی ایجاد شد که مهم‌ترینشون سقوط ۳ پله‌ای سیاوش قمیشی و عارف بود.

در مجموع این ایده جذابی بود که یه همچین نظرسنجی برگزار بشه و ترانه‌های مورد علاقه مردم شناسایی بشه. با در نظر گرفتن این لیست و نمودارها هم می‌تونیم آقامون داریوش رو موفقق‌ترین خواننده ایرانی معرفی کنیم.


فصل دیگر …

مطلبی از ایریکس در ۱۸ تیر ۱۳۹۱

فصل دیگر …

پادکستی از رادیو کافه

شعر: احمد شاملو
موسیقی: Stationary Traveller از Camel



سووشون

مطلبی از ایریکس در ۶ مهر ۱۳۸۸

مدت زیادی بود می‌خواستم کتاب سووشون رو بخونم، شاید برگرده به دوره دبیرستان، شاید هم قبل‌تر. یادمه تو یکی از کتاب‌های ادبیاتمون اشاره‌ای بهش شده بود و من تا همین هفته قبل علاقمند بودم بخونمش و نشده بود. تا اینکه هفته پیش دیدم جاوید کتابش رو آورده خونه و داره می‌خونه. کتابی که داشتم می‌خوندم رو گذاشتم کنار و این رو شروع کردم. اطلاعات درستی هم در مورد کتاب نداشتم و فکر می‌کردم به سیاوش مربوط می‌شه. اما این طور نیست و داستان روایت زنانه‌ای از وقایع و اوضاع زندگی مردم فارس در زمان جنگ جهانی دوم هست. از گوشه و کنار حوادث تلخ و شرایط بدی که مردم داشتند. از کشمکش‌های روحی و نحوه تعامل مردم با نیروهای نظامی خارجی. از مذهب و نگرش متفاوت مردم به اون. شخصیت پردازی‌های خانم سیمین دانشور به نظرم برای یک همچین داستانی خوب انجام شده و یکی از مهمترین عواملی قرار گرفتن این داستان در زمره بهترین رمان‌های فارسی همین نزدیک به حقیقت بودن شخصیت‌های داستان هست.

داستان فراز و نشیب‌های زیادی داره و هر شخصی ممکنه از یک قسمتی خوشش بیاد، اما خارج شدن از داستان تو قسمتی که مک‌ماهون داستانش رو برای زری و یوسف تعریف می‌کرد برای من اصلا جذاب نبود و سریع از اون فصل گذشتم. در کتاب به داستان‌های فرعی دیگه‌ای هم پرداخته میشه، اما من فقط همین یکی رو نپسندیدم. یکی از بهترین قسمت‌ها از نظر من بخش مربوط به «کلو» بود که تو تب و توهمِ خودش درگیر انتخاب مسیح یا حضرت عباس بود و پیش خودش فکر می‌کرد که هر کدوم حاجتش رو برآورده کنه بنده اون میشه.

آخریها که کلو راه افتاده بود، تیر و کمانی درست کرده بود و به جان گنجشک‌های باغ افتاده بود. هر صبح یکشنبه از خواب بیدار می‌شد و یعد از خوردن صبحانه به سراغ مرد سیاهپوش به مریضخانه مرسلین می‌رفت. نزدیکیهای ظهر به خانه برمی‌گشت و می‌گفت: «بنده مسیحی هستم».
اما هنوز ظهر نشده یادش می‌رفت و به ابوالفضل العباس قسم می‌خورد. در یکشنبه آخری کلو دیرتر به خانه آمد و وقتی هم آمد، پیش زری دست‌هایش را به هم چسباند و جلو لبش گرفت و گفت: «ای مسیح که در آسمان‌ها هستی، بیا و اگر راست می‌گویی مرا پیدا کن و پیش ننه‌ام ببر!».

یکی دیگه از صحنه‌های خوب، کشمکش روحی زری بعد از مرگ یوسف بود. وقتی که فکر می‌کرد دیوونه شده و سعی داشت جلوی خودش رو بگیره و یا وقتی که تصمیم گرفت به اصطلاح شجاعت داشته باشه تا مصالحه کنه.

در مجموع کتاب جذابی هست. هر چند که هر شخصی به یک موضوع خاصی تو کتاب علاقه داره و یا حتی شاید بشه رمان‌های خارجی خیلی بهتری رو به جای سووشون خوند، اما چون این کتاب از بهترین داستان‌های نوشته شده به فارسی هست واقعا ارزش خوندن رو داره.